خداحافظ گری کوپر

چرا اغلب ولگردان برف آمریکایی هستند ؟ شاید برای آنست که وقتی آدم کشوری به بزرگی و نیرومندی عقب سر دارد، راهی جز فرار باقی نمی ماند. آمریکا کشور عجیبی است. آنجا هیچ امکان خلاصی نیست. واقعا هیچ. باز در اروپا می شود کاری کرد. اولا برای اینکه آدم وقتی آمریکایی باشد می گویند احمق است، به خصوص در فرانسه کافی است روی پیشانیتان بنویسند آمریکایی هستید تا همه با گذشت و اغماض، با لبخند تحویلتان بگیرند و راحتتان بگذارند. ولی اهمیت آبرو وحیثیت را هم نباید فراموش کرد. یکی از خوبیهای اروپا این است که همه «رویاهای آمریکایی» درسر دارند. … . از این گذشته آدم کارش با دختر ها هم راحتتر است. چون زنهای فرانسوی می دانند که آمریکاییها ساده لوح و احمقند، آسانتر با آنها می خوابند. زیرا در همخوابگی با آنها احساس مصونیت دارند. در فرانسه وقتی زنی گذاشت عملی را با او انجام دهید، اولین چیزی که از شما می خواهد اینست که احترامش را حفظ کنید. چرا؟ لنی هیچ نمی دانست. زنان فرانسوی هم این کار را مثل دیگران انجام می دهند اما بعدش می گویند: «راجع به من چی فکر می کنید؟» مثل اینکه آدم باید در خصوص نحوه هم خوابگی آنها نظر دهد. زنان فرانسوی به محض اینکه کارشان تمام شد، بلند می شوند و به عجله خودشان را می شویند. این باید یک اعتقاد مذهبی باشد. فرانسه یک کشور کاتولیک است. زنان فرانسوی تعصب نژادی ندارند.سیاهپوستان آمریکایی در پاریس برای لنی تعریف کرده بودند که هر دختری را بخواهند بلند می کنند. زیرا دخترها با این عذر که خوابیدن با سیاهان چندان  گناه نیست و به حساب نمی آید خود را ازنظر اخلاقی تبرئه می کنند. مردان فرانسوی وقتی زنشان با یک فرانسوی دیگر بخوابد از خشم دیوانه می شوند، ولی وقتی طرف سیاه پوست باشد فقط می خندند و تفریح می کنند.

برخلاف آنچه در آمریکا می گویند فرانسوی ها از بیگانگان متنفر نیستند. به آنها با نظر اغماض نگاه می کنند. فرانسوی ها آدمهای با گذشتی هستند. آمریکایی ها را همیشه با حالت تمسخر آمیزی تحویل می گیرند انگار همه شان قربانی جنگند. لنی هیچ وقت نتوانسته بود در ایستگاههای اسکی فرانسه و به طور کلی در فرانسه کاری پیدا کند. آدم باید خیلی سعی کند تا شهرت حماقت خود را تایید کند، تا آقایان راضی شوند. لنی از این کار خسته شده بود. آخر او که سفیر کبیر آمریکا نبود. حفظ شهرت آمریکایی ها کار سفیر است . اصلا برای همین منظور است که آمریکا‌ یک مرکز فرهنگی‌ در پاریس دایر کرده است.  در سویس کار خیلی‌ آسانتر بود. همهٔ سویسیها خود را از احمقهای کهنه کار و نه سابقه‌ می‌‌دانند و خیلی‌ هم به خودشان اطمینان دارند. مثل فرانسوی‌ها نیستند که لازم باشد مراتب اطمینانشان داد.

از خداحافظ گری کوپر

اثر رومن گاری

ایدز: پرهیز یا کاهش ریسک

این عنوان تحقیقی است که توسط استر دوفلو که به تازگی جایزه کلارک را به عنوان بهترین اقتصاد‌دان زیر ۴۰ سال برده است، انجام شده است.

در آفریقا ۲۲ میلیون نفر به ایدز مبتلا هستند. مذاهب وفاداری و پرهیز از رابطهٔ پیش از ازدواج را توصیه می‌‌کنند. دوفلو نشان می‌‌دهد که هشدار‌های کلی‌ در مورد پرهیز از رابطهٔ پر خطر، رفتار نوجوانان را عوض نمی‌‌کند، در حالی‌ که پیغام‌هایی که در مورد رفتارهای پر خطر و نوع شریک جنسی‌ به طور مشخص هشدار می‌‌دهند، باعث تغییر رفتار در آنها می‌‌شود.

سفر پاپ به آفریقا با این پیغام همراه بود که استفاده از کاننددوومم نه تنها باعث کاهش ایدز نمی‌‌شود، بلکه باعث می‌‌شود که انسان‌ها به شیوه‌های پرخطر در رابطهٔ جنسی‌ روی بیاورند.    این سخن باعث خشم بسیاری از افرادی شد که در زمینه جلوگیری از شیوع این بیماری‌ها فعال هستند.

نتیجه تحقیق نشان می‌‌دهد، در مدارسی که شعارهای کلی‌ مانند «پرهیز، وفاداری، استفاده از کاننددووممم .. یا می‌‌میرید» به نوجوانان تدریس می‌‌شد، هیچ تأثیری به روی رفتار‌های جنسی‌ یا دانش نوجوانان در مورد ایدز مشاهده نشده است و نرخ بارداری نوجوانان ۳،۱ و ۵ سال پس از این آزمایش همچنان مانند قبل است (به ترتیب ۵%، ۱۴% و ۳۰%)

ویروس اچ‌ای‌و در میان زنان ۱۵ تا ۱۹ سال ۵ برابر بیشتر از مردان در این بازه سنی است. این توزیع ویروس در میان زنان، شبیه توزیع ویروس در میان مردانی با سنین بالاتر است که نشان می‌‌دهد آمیزش جنسی‌ بین نسلی برای زنان بسیار خطرناک است.

بنابراین یک فرض این بود که با آموزش دختران در انتخاب شریک جنسی‌ می‌‌توان آنها را  تا حدی از این بیماری مصون کرد. آزمایش نشان داد که نرخ بارداری در دخترانی که در این برنامه شرکت کرده بودند، پس از ۱ سال ۳.۷% بود که ۶۷% آن به علت انتخاب نکردن شریک جنسی‌ مسن بوده است.

اما سوال اینجاست که کلیسا که از حرفهای خود کوتاه نمی‌‌آید چگونه می‌‌تواند کمک کند؟ در وهلهٔ اول، آنها باید به برنامه‌هایی که با اصول آنها قابل جمع نیست، ولی‌ در نجات انسان‌ها موثر است کمک کنند. دوم اینکه، با کاهش هزینهٔ آموزش برای دختران سعی‌ کنند آنها را بیشتر در مدرسه نگاه دارند.

این فرضیه بر پایهٔ این حقیقت بنا شده است که دخترانی که دیگر تحصیل نمی‌‌کنند، انگیزه کمتری برای جلوگیری از بارداری دارند، زیرا هزینهٔ فرصت به منظور ترک مدرسه و شروع یک خانواده برای آنها بسیار کمتر است. در تحقیق دیگری نشان داده شده است که با کاهش نرخ بارداری (افزایش هزینهٔ فرصت بارداری) آمیزش جنسی‌ خطرناک هم کاهش می‌یابد که به معنی‌ شیوع کمتر ویروس اچ‌ای‌و است.

سخنی از کینس

اگر به بانک خود ۱۰۰ پوند بدهکار هستید، شما مشکل دارید، ولی‌ اگر ۱ میلیون بدهکار هستید، این بانک است که مشکل دارد.

یک هواپیما در آسمان لندن رویت شد

خودم با ۲ تا چشم‌های خودم دیدم، هواپیمای مسافر‌بری  بود به نظرم. هر چی‌ بود گنده بود. ولی‌ در ارتفاع پائین پرواز می‌‌کرد.

تهران سی‌ و سومین شهر گران دنیا

همینجوری به این لینک ویکیپدیا برخوردم. رتبه گران‌ترین شهرهای دنیا را نشان می‌‌دهد. ایران در سال ۲۰۰۵ که محمود به قدرت رسید دارای رتبه ۱۲۹ بود که محمود با تلاش و کوشش مضاعف آن را به ۳۳ ارتقا داد. با این حساب زندگی‌ کردن در اکثر شهرهای  اروپایی و آمریکا از زندگی‌ در تهران ارزانتر تمام می‌‌شود. این آمار البته برای کارمندی حساب شده است که محلی نیست و می‌خواهد در یکی‌ از این شهر‌ها زندگی‌ کند.

Image and video hosting by TinyPic

(برای دیدن در ابعاد بزرگتر روی عکس کلیک کنید)

عید غم‌انگیز ایرانی‌‌ها

آماده‌ام بنشینم سر‌کار. مثل همیشه، این کرم جدید که بعد از انتخابات در وجودم رخنه کرده است، کار خود را می‌کند و صفحهٔ فیسبوک‌ام را باز می‌کند. پیغام یک دوست قدیمی‌ زندانی در آمریکا را می‌‌بینم که نوشته است خواهرش از دست رفته. تصادف کرده است. به همین سادگی‌. یک دختر جوان شاید هم نوجوان. رفت.

۵۰۰ سال زمان برای به تحقّق در آوردن تصمیم هیأت دولت

گری سیک که استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه کلمبیا است متن جالبی در مورد مصوبهٔ جدید هیأت وزیران نوشته است. خلاصه نوشته این است که ایران از سال ۲۰۰۰ تا به حال تنها ۹۰۰۰ سانتریفوژ درست کرده است. چون هر مرکز قرار است در ابعاد مرکز نطنز که گنجایش ۵۴۰۰۰ سانتریفوژ را دارد باشد، برای رسیدن به رقم  پانصد هزار سانتریفوژ باید بیش از ۵۰۰ سال زمان صرف کرد.

همچنین ایران ادعا می‌کند که از سال ۲۰۰۳ شروع به ساختن مرکز فردو کرده است و قرار است این مرکز در سال ۲۰۱۱ به بهره‌وری برسد. با تخمین ۹ سال برای ساخت هر مرکز، برای احداث ۱۰ مرکز دیگر اگر به طور سری کاری باشد، ۹۰ سال زمان نیاز است (البته مراکز بدون سانتریفوژ). اقتصاد ایران آنقدر قوی نیست که بتواند همزمان ۱۰ مرکز غنی سازی را راه اندازی کند. بنابرین این تخمین تا حد زیادی درست است.

گذشته از همهٔ این بحثها، احمدی نژاد در مقامی نیست که بتواند در این مورد تصمیم گیری کند. تصمیم گیری در این مورد بر عهده هیأت عالی امنیت ملی‌ می‌باشد. این هم لافی دیگر است از نوع احمدی نژادی.

از قدیم گفته‌اند سنگ بزرگ نشانهٔ نزدن است. به این ترتیب است که یک حکومت غیر مردمی خودش را مضحکهٔ همهٔ دنیا می‌کند.